سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تصوف - آموزه ـ AMOOZEH.IR
 تعداد کل بازدید : 527301

  بازدید امروز : 100

  بازدید دیروز : 189

آموزه ـ AMOOZEH.IR

 
دل دفتر اندیشه است . [امام علی علیه السلام]
 

تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: شنبه 1/3/89::: ساعت 11:5 صبح

در اسلام صوفیان و دروایش رد شده اند. در صورتی که حکایتهای معنوی زیادی از بعضی از آنها نقل شده است مانند شیخ ابوسعید ابوالخیر میهنی و یا حسین ابن منصور حلاج که اینها دارای کرامات خاص بوده اند. اگر از نظر اسلام رد شده است پس این کرامات معنوی را از کجا بدست آورده اند؟


در پاسخ به شما دوست گرامی گفتنی است: «تصوف» در اصطلاح؛ یعنى، صافى شدن از تعلق به ما سوى اللَّه و رذایل نفسانى. در وجه تسمیه واژه «صوفی» گفته اند: به کسانى اطلاق مى‏شود که پشمینه پوش باشند، یا منسوب به اصحاب صفه باشند، یا برخوردار از صفاى باطنى باشند، یا منسوب به حکمت «سوف» باشند و یا ....[1] ادامه مطلب...


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: دوشنبه 3/12/88::: ساعت 12:6 عصر

خانقاه که مربوط به دراویش است و متصل به شاه ولایت حضرت علی(ع) است چه مشکلی دارد که خیلی از این خانقاهها را بسته اند؟ ادامه مطلب...


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: سه شنبه 19/8/88::: ساعت 1:56 عصر

صوفیه از دیدگاه اهل بیت(ع)


در زمان پیامبر اکرم (ص) پیروان آن حضرت را «مسلم» و «مؤمن» می نامیدند و آنانکه محضر پیامبر را درک کرده بودند، «صحابه» نامیده می شدند. پس از پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) را مى‏توان نخستین کسى دانست که در توسعه عرفان اسلامى نقش مهمى داشته است و از این رو تمامى عارفان حقیقى ـ و حتی مدعیان دروغین ـ سر سلسله خود را به ایشان مى‏رسانند و خود را وامدار و شاگرد او تلقى مى‏کنند.( شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحدید، ج 1، ص 17.)


پس از آن حضرت اهل صفه و افرادى چون سلمان فارسى، ابوذر، بلال و پس از ایشان کسانى مانند اویس قرنى را مى‏توان نام برد که تحت تربیت عرفان اسلامی عهد پیامبر بودند. نسل بعد را که به صحابه پیامبر محشور بودند «تابعین» خوانده اند. سپس عنوان زاهد و عابد به میان آمد و به عده ای اطلاق گشت که از دنیا کناره جسته و خود را وقف عبادت و ریاضت نموده بودند. در حدود اوائل قرن دوم هجری کم کم کلمه «صوفی» و طریقه تصوف شنیده شد که خود را سالکان طریق حق و عارفان الهی می دانستند؛ اما عرفان آنها با مبانی طریقتی ائمه هدی سازگاری و مطابقت نداشت. عرفان ناب اسلامی ـ شیعی ریشه در آموزه های ثقلین داشته و دارد؛ یعنی منشأ آن قرآن و سنت معصومین (ع) بوده است؛ اما تصوف ریشه ای التقاطی داشته که هم از آموزه های نوافلاطونیان و هم نحله های معنوی مسیحی و حتی شبه عرفان های هندی و شرقی وام گرفته بود. اولین و معروفترین چهره متصوفه، ابوهاشم کوفی بود که او، مرام و عقیده اش مورد نکوهش امام صادق(ع) قرار گرفت؛ چنانکه از امام حسن عسکری (ع ) نقل است که از امام صادق (ع ) پرسیدند ابو هاشم کوفی چگونه آدمی است؟ فرمود: «انّه فاسد العقیده جدّاً؛ واقعاً او شخص فاسدالعقیده ای است» و در ادامه فرمود: «و او همان کسی است که مذهبی را بدعت گذارد که آن را تصوف می نامند و وی این مذهب را پناهگاهی برای عقیده زشت و ناپسند خود قرار داد» (سفینه البحار، ج 2، ص 57).


علاوه بر ابوهاشم، در این دوره می توان به ابراهیم ادهم و ذوالنون مصری اشاره کرد که به هر حال طریقه و بدعت آنها باز به نسبت بدعت های بزرگ دوره های بعد، ساده تر بودند. رویارویی ائمه بعد از امام صادق(ع) با آنها به ویژه امام رضا(ع) که می فرمود: «کسی دم از صوفیه نمی زند مگر از روی خدعه یا گمراهی و یا [در خوشبینانه ترین صورت] از روی حماقت».(الاثنی عشریه، شیخ حر عاملی) و نیز امام هادی (ع) که همه فرقه های صوفیه را بی استثناء از مخالفین اهل بیت(ع) می دانست و می فرمود «الصوفیه کلهم من مخالفینا» قابل توجه و تأمل است.


از قرن دهم به بعد، همه یا اغلب صوفیه، دیگر آن اندک برجستگى علمى و فرهنگى پیشینیان خود را نیز نداشتند. شاید بتوان گفت که تصوف از این به بعد، صرفاً غرق در آداب و ظواهر و بدعت‏هاى بیشتری شده بود(خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد مرتضی مطهری، ص 664 – 665). بر اثر انشعابات متعدد تصوف، فرقه های مختلفی بوجود آمد که هر دسته و فرقه در صدد حفظ موقعیت خود در برابر فرقه های دیگر و علمای مکتب اهل بیت (ع) برمی آمد. بر این اساس هر کدام سعی نمود برای جبران مافات و جلوگیری از نابودی، به ظاهر سلسله مشایخ خود را به نحوی به ائمه اهلبیت (ع) و یا به یکی از اصحاب پیامبر(ص) و یا معصومین ربط دهند!
چنانکه اشاره شد، حقیقت آن است که تصوف از ابتدا جریانی بدلی به موازات حرکت مکتب اهل بیت(ع) بوده است(ر ک: شناخت قرآن، سید علی کمالی دزفولی، بخش مکتب تفسیری متصوفه) و معصومین(ع) بارها به صراحت خطر آنها را گوشزد کرده و طریقه آنها را مخالف راه و روش حقه خود دانسته اند؛ پس بدیهی است که متصوفه در برهه هایی از تاریخ (درست مانند این زمان)، شرط ادامه حیات خود را در این تشخیص دهند که هم حدود و مرزهای عرفان و تصوف را با یکدیگر خلط کنند و هم خود را به ائمه و شاگردان آنها منسوب نمایند! اما واقع امر، عدم همبستگی و سنخیت میان تشیع و تصوف است؛ زیرا اصول و قواعد تصوف با تشیع در تضاد آشکار می باشد.


مطالعات و تحقیقات در احوال و تراجم و مشایخ صوفیه روشن می نماید که تا قبل از روی کار آمدن دولت صفویه هیچ قطب صوفی را نمی توان پیدا کرد که شیعه و پیرو اهل بیت بوده باشد (عرفان و تصوف، داود الهامی، ص 316).
ذکر این نکته در شناخت ماهیت صوفیه ضروری است که از اولین اصول این طایفه «تفرّس» است. صوفیه بر مبنای این اصل، ابتدا اشخاص ساده و زودباور را به دام می‌اندازند. حُمقاء خریداران همیشگی سخنان اعجاب آور آنها هستند؛ صوفى نهاد دام و سر حقه باز کرد/ بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد(حافظ)
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در جواب استفتایی می فرماید: بسمه تعالی ـ صوفیه با فرقه ها و انشعابات بسیاری که دارند اگر چه در انحراف در یک سطح نیستند و چه بسا که برخی از آنان از ربقه اسلام شمرده نشوند، در مجموع منحرف اند و عقاید خاصه ای که دارند غیر اسلامی است، بنابر این مشارکت در ایجاد بناها و مراکز تبلیغی آنان و شرکت در محافل آنها خلاف شرع و حرام است.


چون روش گروه مذکور برخلاف روش رسول اکرم (ص ) و ائمه هدی (ع ) است و در اسلام محلی بنام خانقاه وجود ندارد و بالاخره این روش انحراف از طریقه متشرعه که متلقاه از ائمه هدی (ع ) است و موجب اضلال می باشد. مباشرت در ساختن خانقاه و کمک مالی برای ساختن آن و همکاری با این گروه و موافقت با ساختن آن به هر شکلی حرام است. خداوند مومنین را از فتن مضله محفوظ بدارد. والله العالم، لطف الله صافی، 19 محرم الحرام 1420
در پایان برای مطالعه بیشتر در این زمینه، این چند کتاب پیشنهاد می شود : 1.تاریخ تصوف، عباسعلی عمید زنجانی 2.عرفان و تصوف، داود الهامی 3.در کوی صوفیان، سید تقی واحدی صالح علیشاه 4.آن سوی صوفیگری، احمد باقریان ساروی 5.فرقه صوفیان، سید محمد محدث 6.رویشگاه تصوف، سید محمد حسین فقیه ایمانی، 7.نگرشی دیگر بر تصوف، شهاب الدین کاکویی 8. جلوه حق، آیت الله العظمی مکارم شیرازی 9. مناظرات و مکاتبات، محمد مردانی 10. رهبران ضلالت، امیر علی مستوفیان


 


 
 
 
 

جستجوی واژه ها

 

مدیر وبلاگ


آموزه ـ  AMOOZEH.IR

سید مصطفی علم خواه[866]
به نام معشوق هستی. بنده سید مصطفی علم خواه، دانش آموخته حوزه علمیه، حدود سال شصت وارد حوزه علمیه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدی تهران و سپس در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل هستم، تاکنون دوره های مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلی، فلسفه و عرفان نظری را طی کرده ام و هماکنون در زمینه پاسخ گویی به سوالات دانشجویان مشغول خدمت به جوانان عزیز هستم.
 

حضور و غیاب

 

فهرست موضوعی یادداشت ها

بندگی[48] . خودسازی[44] . زندگی[42] . اخلاق[42] . عرفان[38] . سوال و پاسخ کوتاه[32] . سیاست[29] . نماز[25] . خودشناسی[20] . اخلاق جنسی[18] . عشق[17] . ایمان[14] . دعا[11] . گناه[11] . اعتقاد[9] . شناخت[8] . توبه[8] . عبادت[8] . شیطان[7] . تربیت[7] . احکام[6] . ازدواج[6] . مذهب[6] . توحید[6] . مرگ[6] . علم[6] . غیبت[6] . سیر و سلوک[6] . دنیا[5] . اجابت دعا[5] . خانواده[5] . وظیفه[5] . توکل[5] . حجاب[5] . معنویت[5] . اخلاص[4] . ریا[4] . عقل[4] . امام زمان[4] . سلوک[4] . عاشورا و عزاداری[4] . جامعه[4] . نماز شب[4] . صبر[4] . دین[3] . ولایت[3] . دروغ[3] . نگاه[3] . سوال و پاسخ کوتاه[3] . غزلیات حافظ[3] . حوزه و دانشگاه[3] . امید[3] . خدا[3] . شوخی[3] . نهی از منکر[3] . عادت[3] . رمضان[3] . تصوف[3] . والدین[3] . بصیرت[3] . زیارت[3] . عزت[2] . طلسم[2] . ارشاد[2] . معاشرت[2] . سعادت[2] . عمل صالح[2] . اخلاق اجتماعی[2] . غفلت[2] . عزاداری[2] . عاشورا[2] . عمل[2] . مراقبه[2] . گذشت[2] . غضب[2] . ترس[2] . انتقاد[2] . نفس[2] . قرب[2] . رزق و روزی[2] . فکر گناه[2] . حج[2] . خداشناسی[2] . حیا[2] . اهل بیت[2] . ریاضت[2] . قلب[2] . گوناگون[2] . تبلیغ[2] . شخصیت[2] . تقوا[2] . زهد[2] . ذکر[2] . رابطه با خدا[2] . شادی[2] . آخرت[2] . فکر[2] . نماز صبح[2] . مهدویت[2] . کمال[2] . شهوت[2] . خواب[2] . گناه و توبه[2] . کربلا[2] . حقوق[2] . فحش[2] . هدف[2] . شهادت[2] . انسان[2] . دینداری[2] . گریه[2] . کربلا، عاشورا . خواست خدا . مدپرستی، مدگرایی . گره در کار . واجب . سختی ها . مسلمان واقعی . نسبیت . کرامت . صوفیه . رجبعلی خیاط . حقارت . صفات . شناخت امامان . معرفت . نفس اماره . تنبلی . اعتماد به نفس . حق و باطل . رضایت خدا . قبولی عمل . صحت عمل . نفاق . موسیقی . ماه رجب . موفقیت . نامحرم . شلوار لی . انرژی . قدرت . نفرت . سیاسی . شکر . انقلاب . فیلم . اراده . خودکشی . احترام والدین . بی نماز . آرزوی مرگ . کم خوری . قضاوت . خوشوقت . هوس . سوال و پاسخ کوتاه 21 . خنده و شادی . تکدی . شانس . اراده، گناه . مصاحبه . انسان، خوب و بد . پاکی قلب . تولی و تبری . حاجات . بهشت، برزخ . عاقبت به خیری . حسن عاقبت . سوء عاقبت . حلاج . نبوت . خودارضایی . عرفان کاذب . غرور . خدمت . درویشی . عصبانی . عمر . همت و اراده . معیشت . برنامه روزانه . فقر . ثروت . شادی و نشاط . سکس . هو . اسم ذات . قساوت . سیره ائمه . دانشگاه . دانش . عمره . نماز قضا . سلامت . شخصیت ها . امامان . درس . بخشش گناه . اسلام . تجلی . محبوبیت . چادر . خیر و شر . رابطه با دختران . رضایت . طلبگی . لذت نماز . خنده . جماعت . عریضه . شرک . دشمن . قیصر امین پور . محیط آلوده . لواط . رحمت . چشم چرانی . غم و غصه . کمال-خودشناسی-خودسازی . تغذیه . نقش زنان . قلب سلیم . خوف . وحدت وجود . تفکر . سکولاریسم . هنر . بخل . محبت . پسر و دختر . عبودیت . شهید،شهادت . همسر . دانشمندان . جنگ نرم . تهاجم فرهنگی . معصومین . غذا خوردن . خودسازی-رشد- . تعادل . تکدی گری . زیبایی . پرخوابی . صراط . خرافات . پائولوکوئیلو . عشق الهی . بصیرت- . یاد خدا . دوستی . رفاقت . ولایت فقیه . شیعه، شهادت طلبی . بدحجابی، نفس . بینش سیاسی . آرامش . استجابت . قرب به خدا . احضار ارواح . حسد . ناامیدی . سید حیدر آملی . ولایت مداری . زنا . نیت . چله گیری . نماز جمعه . اخلاق اجماعی . زبان . رحمت خدا . مجادله . ابتلا . امتحان . مهمانی . توسعه . حج و عمره . اقتصاد . بدحجاب . شیعه . جذابیت . لعن . عجب و خودپسندی . تصوف و درویشی . ظرفیت . مهار نفس . قبر . کینه . دستورالعمل . محاسبه . حلال و حرام . سالمندان . پوشش . انتخاب، مجلس . خودنمایی . اهل بیت- . جریان انحرافی . حکایات اخلاقی . مسافرت . خودکم بینی . توسل . طول عمر . قهر . جوانی . کرامت، شفای بیماران . دورغ . خودشناسی،نفس . بدحجابی . آزادی معنوی . چاکراه . اشک . استجابت دعا . چله نشینی+خودسازی . قطب . خواستگار . معرفت خدا . نماینده،مجلس . معروف،منکر . اینترنت . خودسازی-سیر و سلوک- . لباس .
 

مشترک شوید