سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خودشناسی - آموزه ـ AMOOZEH.IR
 تعداد کل بازدید : 527344

  بازدید امروز : 143

  بازدید دیروز : 189

آموزه ـ AMOOZEH.IR

 
بهترین دستیار دانش بردباری است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
   1   2   3      >

تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: دوشنبه 15/9/89::: ساعت 1:27 عصر

چیستی خودشناسی:
بی گمان اولین گام در راه خودسازی و تهذیب نفس و همچنین خداشناسی و سلوک الی الله، خودشناسی است.  منتهی خودشناسی به معنای خودشناسی شناسنامه ای نیست، بلکه بدین معنا است که انسان بعد واقعی خود را در جهان آفرینش دریابد و بفهمد که موجودی ملکوتی و پرتوی از عالم ربوبی است.


تفاوت خودشناسی با معرفت نفس:
ما از دو طریق به شناخت خود نایل می شویم که یکی در بدایت راه و لازمه حرکت و انگیزش انسان به سوی کمال و سعادت است و دیگری در نهایت راه و نتیجه سولک می باشد. معرفت نفس همان شناخت شهودی نفس است که در پایان راه, هنگامی که سالک به کشف و شهود رسید, حاصل می شود. بنابراین اصطلاح معرفت نفس بیشتر یک اصطلاح عرفانی و شهودی است و مربوط به نهایت سلوک سالک است, ولی خودشناسی یک امر عادی است و در ابتدای حرکت به صورت علمی و حصولی انجام می شود.
معرفت نفس در حقیقت یک تجربه عرفانی و حالتی است که به سالک در اثر طی طریق و ریاضت نفس حاصل می شود. این حالت به دلیل همین تجربه شخصی بودن, اغلب نه برای شاهد قابل توضیح و تبیین است و نه توسط دیگران قابل درک می باشد. البته نمونه هایی از این شهود در کتاب های عرفانی مانند شرح گلشن راز عارف لاهیجی موجود است و ایشان سعی کرده است تا حدودی حالت شهودی خود را در معرفت نفس به  تصویر بکشد. ما با مطالعه این آثار تنها به این نکته پی می بریم که ایشان به این مرتبه از علم شهودی باریافته اند, ولی هرگز نمی توانیم به معرفت نفس خودمان نایل شویم.
منظور ما از خودشناسی, در این مقال, همان حالت عادی و حصولی شناخت خود است که از طریق کوشش علمی و مطالعاتی و تفکر و تامل در خود و بررسی صفات و ملکات نهادینه شده و تحقیق در آثار و آموزه های دینی برای همگان قابل حصول می باشد و نه معرفت نفسی که محصول سلوک و نتیجه آن است. 


تفاوت خودشناسی و انسان شناسی:
اصطلاح انسان شناسی مربوط به شناخت نوعی انسان است که قبل از شناخت ویژگی های شخصی خود فردی, مطرح می شود, انسان شناسی, یعنی شناخت ابعاد و قوا و نوع رابطه و مظهریت انسان نسبت به خداوند که قرآن کریم با خلیفه الله بودن انسان و روح الهی داشتن و کرامت انسان در مقام تبیین آن است. 



ادامه مطلب...


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: سه شنبه 9/9/89::: ساعت 1:32 عصر

از کجا بدونم در مسیر رشد هستم یا نه؟ خیلی خیلی می خوام خودشناسیم کامل و کاملتر بشه اما راهش؟
درباره رشد سوال کرده اید. در این زمینه گفتنی است: هر موجودی که رشد می کند از طریق جذب مواد و نیازهای خود این کار را انجام می دهد. مثلا گیاهان از طریق جذب آب و موادی از خاک و نور خورشید رشد می کنند. انسان هم باید با جذب چیزهایی که باعث رشد او می شوند, رشد کند. برای انسان علم و عمل دو عامل اصلی رشد است. برای اینکه بدانید در مسیر رشد هستید باید ببینید در مسیر کسب علم و معرفت و عمل اخلاقی و عبادت خداوند هستید یا نه.
در مورد خودشناسی اجمالا به مراحل آن اشاره می کنیم و چون زمینه مطالعاتی آن بسیار گسترده است, طی مراحل را به خودتان می سپاریم. البته در هر زمینه ای که بخواهید از کمک دریغ نداریم.


مراحل خودشناسی:
1- شناخت دوگانگی هویت انسان. جسم و روح. خود مادی و خود معنوی
2- شناخت اینکه حقیقت انسان روحانی است و نه جسمانی
3- شناخت مقام خلافت انسان. روح انسان همان روح الهی است که به انسان دمیده شده است و به مناسبت آن انسان خلیفه خدا در روی زمین نامیده شده است.
4- شناخت ابعاد وجودی انسان شامل نفس و عقل و قلب و غرایز و فطرت و مکانیزم تاثیر و تاثر این قوا در راستای رشد انسان
5- شناخت نقائص و خرابی ها و محرومیت های اخلاقی و عبادی جهت آمادگی برای ورود به خودسازی.
مطالعه در این زمینه ها به شما در زمینه کامل سازی خودشناسی کمک خواهد کرد.
برای مطالعه بیشتر حتما به سایت پرسمان دانشجویی اخلاق سر بزنید و در گزینه خودشناسی و خودسازی مطالعه کنید.
http://akhlagh.porsemani.ir/


 


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: سه شنبه 13/7/89::: ساعت 11:1 صبح

منظور از خودشناسی و معرفت نفس در مسیر سلوک و خودسازی چیست؟


بی گمان اولین گام در راه خودسازی و تهذیب نفس، خودشناسی است.  منتهی خودشناسی به معنای خودشناسی شناسنامه ای نیست، بلکه بدین معنا است که انسان بعد واقعی خود را در جهان آفرینش دریابد و بفهمد که موجودی ملکوتی و پرتوی از عالم ربوبی است.


 


روح الهی:


حقیقت خودشناسی به این است که روح الهی نهفته در خود را بشناسی و بدانی چیزی از خدا در تو هست که گوهر آفرینش است. و نفخت فیه من روحی؛ چیزی که باید آن را در خودت شکوفا سازی و این کار نیز فقط از طریق خود خداوند و ارسال انبیا میسر است. یعنی خودش باید بگوید چگونه این حقیقت رمز گشایی می شود. از منظر دین ایمان و عمل صالح رمز گشای این حقیقت است. ادامه مطلب...


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: یکشنبه 15/1/89::: ساعت 10:6 صبح

خودشناسی یعنی چه؟ کدام مسائل مربوط به خود شناسی میشه؟ چه باید کرد تا خود راشناخت؟


همانگونه که خود بدان اذعان دارید ، خود شناسی سر آغاز خود سازی است و تا انسان خودش را بدرستی شناسایی نکند، تهذیب نفس برایش عملا ممکن نیست. این رابطه در جای خود دلایلی دارد که به برخی از آنها اشاره می نماییم.


خودشناسی دارای دو مرحله است.  ادامه مطلب...


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: شنبه 1/12/88::: ساعت 9:33 صبح

خود شناسی چیست؟


سلام دوست عزیز. خودشناسی بیشتر بر محور شناخت رابطه انسان با خداوند است. موضوع دین خدامحوری هستی و انسان و بیان رابطه انسان با خداوند است و خودشناسی از این منظر این است که انسان بداند مظهر و بنده خدا است و خدای متعال روح خویش را در او دمیده و او را جانشین خود در زمین قرار داده و توانایی های فراوانی از این نظر در او وجود دارد که باید در آستانه دین و اعتقاد و عمل توحیدی شکوفا سازد.
اگر انسان یقین کرد که بنده خدا است و برای بندگی خداوند کمر همت گماشت, حتما به معرفت رب می رسد. من عرف نفسه فقد عرف ربه. هم خود بنده خدا بودن و مظهریت انسان برای خداوند و اینکه انسان آینه خدا است, زمینه معرفت رب است و هم از طریق عبادت خدا و گذشتن از خود و درک و عمل توحیدی, انسان به معرفت نهایی خداوند می رسد.
خودشناس کسی است که حقیقت بندگی را شناخته و در مسیر توحید گام برمی دارد. نمونه آن در این زمان امام خمینی رض بود که هم خودشناس بود و هم خداشناس و موحد و بنده خالص خداوند بود و تمام مقامات خود را از این طریق بدست آورده بود. هر کسی در این مسیر گام بردارد به قدر تلاش و استعداد خود وصول می یابد. مطالب در خودشناسی و خودسازی فراوان است, اما آنچه گفته شد, خلاصه ای از خودشناسی دینی است. موفق باشید.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: سه شنبه 10/9/88::: ساعت 11:20 صبح

ثمره خودشناسی چیست؟


پرسشگر گرامی از این سوال خوب و دقیق شما بسیار متشکریم و امیدواریم در جوانی بتوانید خود را بیابید و آثار و نتایج آن را به عیان مشاهده کنید.
آیا بیمار تا از بیماری خود آگاه نگردد به سراغ طبیب می‏رود؟
آیا کسی که راه خود را در سفر گم کرده، تا از گمراهی خویش با خبر نشود به جستجوی راه بر می‏خیزد؟
آیا انسان تا از وجود دشمن در اطراف خانه‏اش با خبر نشود، اسباب دفاع را آماده می‏سازد؟
اگر آدمی نداند که او یک وجود گرانبها است قدر و منزلت خود را می شناسد؟!
اگر ما آدمیان خود را پیدا کنیم و جایگاهمان را در این هستی بیابیم به فواید و ثمرات مهم و وصف نشدنی دست خواهیم یافت.
خودشناسی یکی از ضروری ترین مسائل زندگی و یکی از ارکان اساسی کمال و سعادت انسان به شمار می رود. سقراط حکیم می گوید: «ای انسان خودت را بشناس». شهید مطهری (ره) می فرماید: این جمله برای دو منظور گفته شده است:
1. آن که خودت را بشناس تا خدا را بتوانی بشناسی.
2. منظور دوم این است که خود را بشناسی تا بدانی که در این زندگی و در این جهان چه باید کرد و چگونه بایستی رفتار کرد. اگر خود را نشناسی نخواهی دانست که رفتار تو در جهان چگونه باید باشد، در جهان چگونه باید زیست.(استاد مطهری، فلسفه اخلاق، ص108)
برای روشن تر شدن ثمرات و فواید خودشناسی نکاتی را بیان می کنیم:
یکی از گامهای نخستین و اساسی در راه اصلاح نفس، تهذیب اخلاق، پرورش انسانیت و قرب الهی را می توان خود شناسی دانست. چگونه ممکن است انسان به کمال نفسانی برسد و عیوب خود را اصلاح کند و بدی های اخلاقی را از خود دور سازد در حالی که خود را آن گونه که هست نشناخته باشد!
خود شناسی در خودسازی، رشد، بالندگی و خدا شناسی انسان به این صورت مؤثر است که:
الف- وجود آیات و روایات متعدد درباره ی خودسازی دلیل محکمی بر ضرورت خودسازی است. قرآن کریم می فرماید: «قد افلح من زکیها؛ هر کس به تزکیه نفس روی آورد، رستگار شد». قرآن بعد ذکر چندین َقَسم این آیه شریفه را بیان می کند که نشان از اهمیت و جایگاه خود سازی دارد.


سوالی که این جا خود نمایی می کند این است که چگونه و چه کسی به تزکیه نفس، که همان رشد و شکوفایی درونی است اقدام می کند؟ چرا عده ای بعد از گذر عمر همان انسانهای سابق هستند و در جا زده اند اگر نگوییم عقب گرد داشته اند؟ آیا به غیر از این است که آنها جایگاهشان را در این دنیای گذارا نمی دانند؟ و خود را نمی شناسند که چه نیروهای عظیمی در وجود آنها قرار دارد و نهفته است؟


یکی از ثمرات مهم خود شناسی حرکت به سمت خود سازی و پاک کردن خود از ناپاکی ها و احراز جایگاه خود در هستی است. برای این که انگیزه انسان برای رهایی از دنیای مادی و رها شدن از امور ناچیز افزایش یابد خود شناسی نقش مهمی ایفا می کند.


حقیقت انسان به روحش است. روح انسانی، همان «روح خدا» است که نزدیک ترین مخلوقات به خداوند است، در آیه ی «و نفخته فیه من روحی» به آن اشاره شده است. پس از دمیده شدن روح الهی بود که خداوند به ملائکه و شیطان امر کرد که به انسان سجده کنید! از این جا این نکته به دست می آید، که اصل و آن چه که به ما ارزش داده، داشتن این روح الهی است.


به مناسبت وجود همین روح الهی است که قرآن کریم انسان را خلیفه خدا در روی زمین معرفی کرده است و به خاطر این جایگاه است که قدرت ولایت، مدیریت و تسلط بر طبیعت، انسان و جوامع انسانی، به صورت استعداد در تمامی افراد انسانی وجود دارد و همین نیرو است که او را شایسته احراز جایگاه خلافت خدا در زمین ساخته است، بنابراین شناخت هویت انسان رابطه مستقیم با شناخت نیروی ولایت و مقام خلافت انسان در زمین دارد.


اگر کسی به حقیقت ولایت رسید و دریافت که خدای متعال به خاطر اعطای این ویژگی، او را جانشین خود در زمین قرار داده است، خود را خواهد شناخت و درمی یابد که هدف و ماموریت او در زمین جز تقویت اقتدار ولایی در خود و احراز شایستگی برای جانشینی خداوند در زمین و بسط و گسترش ولایت و خلافت حق در جامعه ندارد. تفاوت انسان کامل و ناقص هم در فعلیت و مرتبه شکوفایی این استعداد در وجود او است.


با چنین درکی انسان باید بکوشد در مدت عمر خود به گونه ای زندگی کند که اولا، صفات و رفتار او رنگ خدایی بگیرد و خداگونه باشد و ثانیا، در خداگونه شدن جامعه تاثیر گذار باشد و تلاش نماید .


شناخت هویت واقعی خود انسانی و تلاش در جهت احیا و تقویت آن، به خصوص برای جوان دانشجوی اخلاقی یک ضرورت بی بدیل و نیاز قطعی است، زیرا دریافت و شناخت این واقعیت، تاثیر بسزایی در ساخت شخصیت و موقعیت اجتماعی او خواهد داشت و از او، انسان با هویت، کامل و تاثیر گذاری خواهد ساخت.


ب- انسان با شناخت‏ خویشتن به خطرات هوای نفس و انگیزه‏های شهوت و تضاد آنها با سعادت او پی می‏برد، و برای مقابله با آنها آماده می‏شود.
کسی که خود را نشناسد از وجود این انگیزه‏ها بی‏خبر می‏ماند و شبیه کسی است که اطراف او را دشمن گرفته، اما او از وجود آنان غافل و بی‏خبر است؛ طبیعی است که چنین کسی خود را آماده مقابله با دشمن نمی‏کند و سرانجام ضربات سنگینی از سوی دشمن دریافت می‏دارد.
ج- انسان با شناخت نفس خویش به استعدادهای گوناگونی که برای پیشرفت و ترقی از سوی خداوند در وجود او نهفته شده است پی می‏برد و تشویق می‏شود که برای پرورش این استعدادها بکوشد، و آنها را شکوفا سازد و گنجهای درون جان خویش را استخراج کند و گوهر خود را هویدا سازد.
کسی که عارف به نفس خویش نیست‏، به انسانی می‏ماند که در جای جای خانه او گنجهای پر قیمتی نهفته شده ولی او از آنها آگاهی ندارد، ممکن است از گرسنگی و تنگدستی در آن بمیرد، در حالی که در زیر پای او گنجهایی است که هزاران نفر را سیر می‏کند.
د- هر یک از مفاسد اخلاقی ریشه‏هایی در درون جان انسان دارد، با خودشناسی، آن ریشه‏ها شناخته می‏شود، و درمان این دردهای جانکاه را آسان می‏سازد، و به این ترتیب راه وصول به تهذیب را در برابر انسان هموار می‏کند.
و- از همه مهمتر این که خودشناسی بهترین راه برای خدا شناسی است، خداشناسی و آگاهی از رحمت و غضب حق، نیز قویترین عامل برای پرورش ملکات اخلاقی، کمالات انسانی، نجات از پستی رذائل و رسیدن به اوج قله فضائل است.
قرآن می فرماید:«و فی انفسکم افلا تبصرون؛ در وجود شما آیات خداست، آیا نمی بینید».(ذاریات،21)
و به خاطر این امور است که خداوند یکی از مجازاتهای هوسبازان را خود فراموشی قرار داده و به مسلمانان هشدار می‏دهد که: «و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛ همچون کسانی که خدا را فراموش کردند و خداوند به سبب آن، آنها را به خودفراموشی گرفتار ساخت، نباشید! و آنها فاسقان (حقیقی) و گنهکارانند».
اهمیت خودشناسی و آثار آن در روایات:
در احادیث اسلامی که از چهارده معصوم - صلی الله علیهم اجمعین - نقل شده اثرات بسیار پر ارزشی برای خودشناسی آمده است، که ما را از هرگونه توضیح بی‏نیاز می‏سازد از جمله:
1- در حدیثی از امیرمؤمنان علی -علیه السلام- می‏خوانیم: «نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفة النفس؛ کسی که خود را بشناسد، به سعادت و رستگاری بزرگ نایل شده است!»
2- در نقطه مقابل حضرت چنین می‏فرماید: «من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل النجاة وخبط فی الضلال و الجهالات؛کسی که خود را نشناسد، از طریق نجات دور می‏شود و در گمراهی و جهل گرفتار می‏آید!»
3- در تعبیر دیگری از همان امام همام آمده است: «العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن کل ما یبعدها؛ عارف حقیقی کسی است که خود را بشناسد، و (از قید و بند اسارت) آزاد سازد، و آن را از هر چیز که او را از سعادت دور می‏سازد پاک و پاکیزه کند!».
از این تعبیر بخوبی استفاده می‏شود که معرفت نفس (خودشناسی) سبب آزادی از قید و بند اسارتها و پاکسازی از رذائل اخلاقی است.
4- حدیث دیگری از همان پیشوای بزرگ -علیه السلام- می‏خوانیم: «اکثر الناس معرفة لنفسه اخوفهم لربه؛ کسی که بیش از همه خود را بشناسد، بیش از همه، خوف پروردگار خواهد داشت!».
از این حدیث نیز رابطه نزدیکی میان احساس مسؤولیت و خوف پروردگار که سرچشمه تهذیب نفس است‏ با خودشناسی استفاده می‏شود.
5- در نهج‏البلاغه در کلمات قصار، از همان بزرگوار آمده است: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته؛ کسی که (در سایه خود شناسی) برای خود، کرامت و شخصیت قائل است، شهواتش در نظرش خوار و بی مقدار خواهد بود(و به آسانی تسلیم هوی و هوس نمی‏شود)!».
6- همان‏گونه که خودشناسی پایه مهم تهذیب نفس و تکامل در جنبه‏های اخلاقی و مسائل دیگر است، جاهل بودن به قدر خویش، سبب بیگانگی از همه چیز و دوری از خدا می‏گردد. در حدیث دیگری از امام دهم، امام هادی علیه السلام می‏خوانیم: «من هانت علیه نفسه فلا تامن شره; کسی که نزد خود قدر و قیمتی ندارد، از شر او ایمن نباش!»
به راستی نزدیکتر از ما به خودمان کیست؟ ما که خودمان را هنوز نشناخته ایم! چگونه از دیگران انتظار داریم رفتارهایشان درست و صحیح با ما باشد! شاید آنها نیز خود را نشناخته اند!!
معرفی کتاب جهت مطالعه بیشتر:
1. خود شناسی برای خود سازی، محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
2. به سوی خود سازی، محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)


 


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: پنج شنبه 8/12/87::: ساعت 9:2 عصر

معرفت نفس:


دانش نفست نه علم سرسرى است


گر به حق دانا شوى دانى که چیست


در آموزه های اسلامی، بحث خود شناسی بسیار مورد تاکید قرار گرفته و معرفت نفس به عنوان نافع ترین شناخت های انسان وسر آغازی برای سیر و حرکت او به سوی خدا شناسی و قرب به ذات هستی، مطرح شده است. در این باره روایات فراوانی وجود دارد که به پاره ای از آنها اشاره می شود.


1- در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام مى‏خوانیم: (نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفة النفس) کسى که خود را بشناسد، به سعادت و رستگارى بزرگ نایل شده است!»    (غرر الحکم، حدیث، 9965)


2- و در نقطه مقابل آن چنین مى‏فرماید: (من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل النجاة وخبط فى الضلال و الجهالات) کسى که خود را نشناسد، از طریق نجات دور مى‏شود و در گمراهى و جهل گرفتار مى‏آید!»       (غرر الحکم، حدیث، 9034)


3- در تعبیر دیگرى از همان امام همام آمده است: (العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن کل ما یبعدها) عارف حقیقى کسى است که خود را بشناسد، و (از قید و بند اسارت) آزاد سازد، و آن را از هر چیز که او را از سعادت دور مى‏سازد پاک و پاکیزه کند!             (غرر الحکم، طبق المیزان، جلد6، صفحه‏173).


از این تعبیر بخوبى استفاده مى‏شود که معرفت نفس (خودشناسى) سبب آزادى از قید و بند اسارتها و پاکسازى از رذائل اخلاقى است.


4- باز حدیث دیگرى از همان پیشواى بزرگ علیه السلام مى‏خوانیم: (اکثر الناس معرفة لنفسه اخوفهم لربه) کسى که بیش از همه خود را بشناسد، بیش از همه، خوف پروردگار خواهد داشت!»     (غرر الحکم، حدیث، ‏3126)


5- در یک تعبیر داریم، معرفت النفس انفع المعارف. خودشناسی نافع ترین شناخت ها است. یا من عرف نفسه فقد عرف ربه. کسی که خود را بشناسد، به تحقیق رب خویش را شناخته است. و روایات فراوان دیگری که در این باب هست.


من خیلی فکر کردم که این روایات یعنی چه و چرا این همه درباره اهمیت معرفت نفس گفته شده و چگونه است که خدا از طریق معرفت شناخته می شود؟.


 به تازگی فهمیدم که سر آن در رابطه ای است که میان انسان و خدا هست. این رابطه را عرفان اسلامی به خوبی بیان کرده است. در عرفان تمامی مخلوقات مظهر حق تعالی معرفی شده اند و به خصوص انسان مظهر کامل اسما وصفات حق تلقی شده است.


سر اهمیت معرفت نفس این است که انسان مظهر خدا است. ما اگر توجه کنیم که مظهر خدا هستیم، آنوقت به خودمان طور دیگری نگاه می کنیم و احساس دیگری خواهیم داشت.


مظهر خدا یعنی هر چه خدا دارد، انسان هم دارد. انسان خلیفه خدا و آینه ای است که خدا را نشان می دهد. اگر شما بدانید مظهر خدایید، خواهید دانست که رب شما همان است که در درون و بیرون شما ظهور دارد. و لذا معرفت نفس به معنای معرفت درون در حقیقت معرفت خدا است.


اگر انسان بداند مظهر خدا است احساس عظمت خواهد کرد و آنوقت حاضر نمی شود کارهای کوچک و پست انجام دهد. خودش برای خودش احترام قایل است و به دیگر انسان ها نیز به دیده احترام خواهد نگریست.


در این صورت دیگر حاضر نیست به سایر مظاهر خداوند که محبوب عالم است، خیانت و جسارت کند. حاضر نمی شود به کسی بی احترامی کند، کسی را بیازارد و کینه کسی را به دل بگیرد و مانند آن. می بینید که توجه به این موضوع زیر بنای اخلاق اسلامی و عرفان عملی خواهد بود.


ما باید به این معنا توجه داشته باشیم و خدا را در خودمان جستجو نماییم. خدا در ما ظاهر شده است. لازم نیست دنبال خدا بگردیم. او باطن خود ما است و ما هر چه داریم از حضور و ظهور او داریم.


بین ما و خدا هیچ فاصله ای نیست. انه اقرب الیکم من حبل الورید. خدا از رگ گردن هم به ما نزدیک تر است. لازم نیست داد بزنیم و صدایش کنیم. او صدای نجوای دل ما را می شنود و ضربان قلب ما را هم گوش می دهد. نفس های ما را می شمارد. او است که هر دم به ما روح می دمد و جان و دل ما را تازه می کند.


ما ظاهر خداییم، اگر ما ظاهر خدا باشیم، خداوند می شود باطن ما. نه اینکه خدا در باطن ما است و ما باطنی داریم که خدا در آن است. نه خدا ذات ما است و ما ظاهر شده آن ذاتیم. میان باطن و ظاهر یک چیز، هیچ فاصله ای وجود ندارد.


هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن. او اول و آخر و ظاهر و باطن ما و همه چیز است.


اگر اینطوری خودمان را شناختیم آنوقت سر تمام روایات معرفت نفس را خواهیم دانست. خواهیم دانست که چگونه شناخت خود، ملازم شناخت خدا است و هیچ فاصله ای میان این دو شناخت وجود ندارد، زیرا خود و خدا دو چیز از هم متمایز نیستند. خود آینه خدا است و خدا است که در این آینه خویش را نموده است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 30/11/87::: ساعت 9:4 صبح

سعادت زندگی دنیوی و اخروی در یک جمله؟


پاسخ:  قرآن کریم و اولیای معصوم الهی، راه رسیدن به کمال و سعادت انسان را که همان صراط مستقیم و شاه راه مطمئن بندگی است برای ما بیان کرده اند. ایمان و عمل صالح مشخص ترین و روشن ترین راهبرد و رهنمود قرآن کریم برای رسیدن به سعادت و پیمودن صراط مستقیم بندگی حق است. دوری از وسوسه های شیاطین و عبادت خداوند که با عمل به احکام الهی و خواسته های ربوبی و قدم برداشتن در راه بندگی واقعی حاصل می شود همان صراط مستقیم الهی است: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم (یس، آیات 60 و 61)


بنابراین برای رسیدن به کمال و سعادت حقیقی که همان نزدیک شدن به خداوند و قرب حق می باشد، راهی مطمئن تر و کوتاه تر و استوارتر از عمل به تکالیف شرعی و پیروی از دستورات الهی و پیامبر(ص) و اهل بیت پاک او(ع) نداریم و اگر راهی بهتر و کوتاه تر و مطمئن تر وجود داشت بدون شک خداوند متعال و اولیائش آن را برای ما بیان می کردند و ما را از آن محروم نمی کردند.


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: چهارشنبه 23/11/87::: ساعت 10:46 صبح

روش مطالعه در خود:
درباره شناخت انسان فعالیت های فراوانی انجام شده، ولی هنوز جای کارهای تحقیقاتی و پژوهشی فراوانی وجود دارد. مهم آن است که این راه بسته نیست و هر کسی می تواند با مطالعه و دقت و تفکر به ساختار و ارزش های وجودی خود تا حدود زیادی واقف شود.


در این زمینه به دو نوع مطالعه نیاز است :
الف ) مطالعه علمی : درباره خودشناسی نوعی و به تعبیر دیگر ((انسان شناسی )) (اومانولوژی ) است. در این زمینه علومی مانند فلسفه و عرفان با طرح مباحث مربوط به ساختار وجودی انسان، قوای درونی و طرح بحث ولایت و انسان کامل کوشیده اند تا حدودی این موجود پیچیده، یعنی انسان را تعریف و توضیح بدهند. بهترین سخن در این رابطه را در قرآن مجید و سپس در کلمات و احادیث پیشوایان مکتب و همچنین کتاب هایی که در زمینه معرفت نفس، انسان شناسی و فلسفه و عرفان نگارش شده است می توان یافت.


برای مطالعه کتاب های زیر مفیدند:
1- مقالات، استاد شجاعى (به خصوص جلد سوم)
2- صد کلمه در معرفت نفس، استاد حسن‏زاده آملى
3- انسان در عرف عرفان، استاد حسن‏زاده آملى
4- دروس معرفت نفس، استاد حسن‏زاده آملى


ب) مطالعه عینی : یعنی تفکر و تامل در وجود خویشتن , شناخت محاسن و معایب و محاسبه نفس خویش . یقینا هر چه آدمی بیشتر در خود فرو رود و به اخلاق و کردار خود بیندیشد و رفتار و صفات خویش را رصد کند, بیشتر خود را خواهد شناخت . در این رابطه انسان چون طبیبی حاذق باید بیماری های نفس خویش را دریابد و با مهارت و جدیت به درمان آن بپردازد. این گونه خودشناسی اساسی ترین رکن خودسازی و عروج به مقامات بلند معنوی است ; زیرا کسی که فاقد آن باشد عمری را در غفلت و بی خبری سپری خواهد کرد و چه بسا عمری با ملکات رذیله زندگی کند وبه سرای آخرت بشتابد بدون آن که ره توشه ای به همراه داشته باشد. در این رابطه مطالعه قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) و کتاب های اخلاقی و تربیتی و روانشناسی تا حدود زیادی می تواند راهنمای انسان باشد.
شما باید ابتدا با فضایل و رزایل نفسانی و رفتاری انسان از نظر اخلاق و تربیت آشنا شوید و بعد چگونگی وجود آنها را در خویش و در روابط اجتماعی با دیگران بررسی نمایید تا بتوانید پی ببرید که چگونه شخصیتی دارید. نرم خو هستید یا خشن. با گذشت هستید یا کم ظرفیت. ترسو هستید یا شجاع، خوش اخلاق هستید با بد اخلاق، راستگو هستید یا دروغگو و مانند آن.


برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر . ک : 1- انسان و ایمان شهید مطهری 2- انسان در قرآن شهید مطهری 3- خودشناسی برای خودسازی محمد تقی مصباح یزدی 4- جامع السعادات مولی مهدی نراقی 5- محاسبه النفس سید بن طاووس  6- چهل حدیث امام خمینی رض .


 
تهیه کننده: سید مصطفی علم خواه ::: شنبه 16/9/87::: ساعت 8:31 عصر

کمال و قرب به خدای تعالی
گفته شد که کمال انسان با واژه "قرب" معنا می یابد و قرب به معنی نزدیکی به خداوند، بهترین واژه ای است که می تواند کمال انسان را تعریف و توجیه نماید.
برای باز شدن و فهمیدن معنای قرب و برای اینکه بدرستی معنای قرب و حقیقت آن را دریافت نماییم، لازم است با مبانی نظری آن؛ یعنی اصل مظهریت، نوع مظهریت نسبت به حق تعالی و همچنین کمال او آشنا شویم.
در تعریف اهل معرفت، تمامی پدیده های عالم، مظهر ذات هستی هستند و در منطق ایشان همه مخلوقات با واژه مظهر تعریف می گردند؛ بنابراین رابطه انسان و خدای متعال نیز با واژه ظهور تعریف می شود، خدای تعالی که ذات هستی بدون تعین است، ظاهر شونده و تعین یابنده به صور اشیاء و از جمله انسان است.
مطابق این تعریف رابطه اشیاء و انسان با حق تعالی جز با واژه ظهور قابل تعریف نیست. بهترین ، کاملترین و عالمانه ترین تعریفی که از پدیده ها به طور عام و از انسان به طور خاص می توان ارایه داد، تعریف آن به عنوان مظهر حق تعالی است، البته مظهریت وجه مشترک و مانند "جنس" برای تمامی موجودات است و هر پدیده ای با اسم خاصی که در او غلبه یافته از سایر اشیاء ممتاز می گردد.
منتهی هر پدیده مظهر برخی از اسماء و صفات الهی است، ولی انسان که بزرگترین و کامل ترین ظاهر شدة او در کل هستی است، مظهر تمامی اسماء و صفات حق تعالی گردیده است؛ بنابراین، منشا تفاوت و کثرتی هم که در مخلوقات مشاهده می شود، مربوط به قوت و ضعف مرتبه ظهوری، نوع ظهور و غلبه اسم خاص درآنها است و از آن جهت که همگی مظهر حق هستند تفاوتی ندارند.
اهل معرفت انسان را کون جامع و مظهر تام حق تعالی معرفی نموده اند، در تمامی آموزه های دینی و فلسفی نیز انسان، به عنوان اشرف مخلوقات و برترین مظهر هستی معرفی شده است، دلیل آن هم جامعیت انسان نسبت به سایر اشیاء است، به این معنا که انسان به صورت استعداد و قوه، از ظرفیت کامل نسبت به صفات کمال هستی، برخوردار است و از این نظر نقصانی در او مشاهده نمی شود و توانایی فعلیت دادن به تمامی این استعداد را نیز دارد.
کمال انسان در همین مظهریت او نهفته است، انسان به هرمیزان که در مظهریت خود نسبت به خدای متعال قوت و شدت یابد و با تلاش و کوشش خود، استعداد و نیروهای نهفته در درونش را شکوفا نماید به همان میزان به کمال رسیده و شایسته عنوان انسان کامل می گردد.
معنای قرب نیز در حقیقت، چیزی جز شکوفایی استعدادهای الهی نهفته در وجود انسان و به تعبیر دیگر، قوت یافتن در مظهریت، نسبت به صفات باری تعالی نیست و انسان، به هر مقدار که مظهر زیبایی، کمال و سنت های حاکم برهستی شود، به خدای تعالی نزدیک شده و از این رهگذر به کمال و سعادت دست یافته است.


 
   1   2   3      >
 
 
 

جستجوی واژه ها

 

مدیر وبلاگ


آموزه ـ  AMOOZEH.IR

سید مصطفی علم خواه[866]
به نام معشوق هستی. بنده سید مصطفی علم خواه، دانش آموخته حوزه علمیه، حدود سال شصت وارد حوزه علمیه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدی تهران و سپس در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل هستم، تاکنون دوره های مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلی، فلسفه و عرفان نظری را طی کرده ام و هماکنون در زمینه پاسخ گویی به سوالات دانشجویان مشغول خدمت به جوانان عزیز هستم.
 

حضور و غیاب

 

فهرست موضوعی یادداشت ها

بندگی[48] . خودسازی[44] . زندگی[42] . اخلاق[42] . عرفان[38] . سوال و پاسخ کوتاه[32] . سیاست[29] . نماز[25] . خودشناسی[20] . اخلاق جنسی[18] . عشق[17] . ایمان[14] . دعا[11] . گناه[11] . اعتقاد[9] . شناخت[8] . توبه[8] . عبادت[8] . شیطان[7] . تربیت[7] . احکام[6] . ازدواج[6] . مذهب[6] . توحید[6] . مرگ[6] . علم[6] . غیبت[6] . سیر و سلوک[6] . دنیا[5] . اجابت دعا[5] . خانواده[5] . وظیفه[5] . توکل[5] . حجاب[5] . معنویت[5] . اخلاص[4] . ریا[4] . عقل[4] . امام زمان[4] . سلوک[4] . عاشورا و عزاداری[4] . جامعه[4] . نماز شب[4] . صبر[4] . دین[3] . ولایت[3] . دروغ[3] . نگاه[3] . سوال و پاسخ کوتاه[3] . غزلیات حافظ[3] . حوزه و دانشگاه[3] . امید[3] . خدا[3] . شوخی[3] . نهی از منکر[3] . عادت[3] . رمضان[3] . تصوف[3] . والدین[3] . بصیرت[3] . زیارت[3] . عزت[2] . طلسم[2] . ارشاد[2] . معاشرت[2] . سعادت[2] . عمل صالح[2] . اخلاق اجتماعی[2] . غفلت[2] . عزاداری[2] . عاشورا[2] . عمل[2] . مراقبه[2] . گذشت[2] . غضب[2] . ترس[2] . انتقاد[2] . نفس[2] . قرب[2] . رزق و روزی[2] . فکر گناه[2] . حج[2] . خداشناسی[2] . حیا[2] . اهل بیت[2] . ریاضت[2] . قلب[2] . گوناگون[2] . تبلیغ[2] . شخصیت[2] . تقوا[2] . زهد[2] . ذکر[2] . رابطه با خدا[2] . شادی[2] . آخرت[2] . فکر[2] . نماز صبح[2] . مهدویت[2] . کمال[2] . شهوت[2] . خواب[2] . گناه و توبه[2] . کربلا[2] . حقوق[2] . فحش[2] . هدف[2] . شهادت[2] . انسان[2] . دینداری[2] . گریه[2] . کربلا، عاشورا . خواست خدا . مدپرستی، مدگرایی . گره در کار . واجب . سختی ها . مسلمان واقعی . نسبیت . کرامت . صوفیه . رجبعلی خیاط . حقارت . صفات . شناخت امامان . معرفت . نفس اماره . تنبلی . اعتماد به نفس . حق و باطل . رضایت خدا . قبولی عمل . صحت عمل . نفاق . موسیقی . ماه رجب . موفقیت . نامحرم . شلوار لی . انرژی . قدرت . نفرت . سیاسی . شکر . انقلاب . فیلم . اراده . خودکشی . احترام والدین . بی نماز . آرزوی مرگ . کم خوری . قضاوت . خوشوقت . هوس . سوال و پاسخ کوتاه 21 . خنده و شادی . تکدی . شانس . اراده، گناه . مصاحبه . انسان، خوب و بد . پاکی قلب . تولی و تبری . حاجات . بهشت، برزخ . عاقبت به خیری . حسن عاقبت . سوء عاقبت . حلاج . نبوت . خودارضایی . عرفان کاذب . غرور . خدمت . درویشی . عصبانی . عمر . همت و اراده . معیشت . برنامه روزانه . فقر . ثروت . شادی و نشاط . سکس . هو . اسم ذات . قساوت . سیره ائمه . دانشگاه . دانش . عمره . نماز قضا . سلامت . شخصیت ها . امامان . درس . بخشش گناه . اسلام . تجلی . محبوبیت . چادر . خیر و شر . رابطه با دختران . رضایت . طلبگی . لذت نماز . خنده . جماعت . عریضه . شرک . دشمن . قیصر امین پور . محیط آلوده . لواط . رحمت . چشم چرانی . غم و غصه . کمال-خودشناسی-خودسازی . تغذیه . نقش زنان . قلب سلیم . خوف . وحدت وجود . تفکر . سکولاریسم . هنر . بخل . محبت . پسر و دختر . عبودیت . شهید،شهادت . همسر . دانشمندان . جنگ نرم . تهاجم فرهنگی . معصومین . غذا خوردن . خودسازی-رشد- . تعادل . تکدی گری . زیبایی . پرخوابی . صراط . خرافات . پائولوکوئیلو . عشق الهی . بصیرت- . یاد خدا . دوستی . رفاقت . ولایت فقیه . شیعه، شهادت طلبی . بدحجابی، نفس . بینش سیاسی . آرامش . استجابت . قرب به خدا . احضار ارواح . حسد . ناامیدی . سید حیدر آملی . ولایت مداری . زنا . نیت . چله گیری . نماز جمعه . اخلاق اجماعی . زبان . رحمت خدا . مجادله . ابتلا . امتحان . مهمانی . توسعه . حج و عمره . اقتصاد . بدحجاب . شیعه . جذابیت . لعن . عجب و خودپسندی . تصوف و درویشی . ظرفیت . مهار نفس . قبر . کینه . دستورالعمل . محاسبه . حلال و حرام . سالمندان . پوشش . انتخاب، مجلس . خودنمایی . اهل بیت- . جریان انحرافی . حکایات اخلاقی . مسافرت . خودکم بینی . توسل . طول عمر . قهر . جوانی . کرامت، شفای بیماران . دورغ . خودشناسی،نفس . بدحجابی . آزادی معنوی . چاکراه . اشک . استجابت دعا . چله نشینی+خودسازی . قطب . خواستگار . معرفت خدا . نماینده،مجلس . معروف،منکر . اینترنت . خودسازی-سیر و سلوک- . لباس .
 

مشترک شوید