بازدید امروز : 221
بازدید دیروز : 189
سلام.آدم باید چه مراحلی طی کنه تابه لذت عبادت برسه؟ پاسخ: برای اینکه از مناجات و عبادت لذت ببریم ، ابتدا باید بدانیم که عبادت چیست، چگونه ارتباطی است و سپس حقیقت عبادت را در خودمان محقق کنیم و به ارتباط خود با خدای متعال عمق ببخشیم و سجاده را به می عشق حق تعالی رنگین سازیم تا از آنها لذت ببریم و برای رسیدن به این هدف باید نسبت به موارد ذیل مراقبت نمود. |
حدود دو ماه است که احساس می کنم حال عبادت از من گرفته شده دیگر نمازهایم را اول وقت نمی خوانم. بزور میخوانم وقتی هم میخوانم بی روح است قرآن نمی خوانم چکار کنم که دوباره برگردم؟ علت و ریشه بسیاری از این دو دل شدنها در ضعف ایمان است و لذا راهکارهای برای تقویت ایمان ذکر شده است که ان شا الله با عمل کردن به آنها می توان به خداوند نزدیک شد و بسیاری از این مشکلات را از بین برد .
|
برای چه نماز بخوانیم و روزه بگیریم؟
نماز و روزه از مصادیق عبادت است پس می توان پرسید برای چه عبادت کنیم؟
در پاسخ به چند نکته اشاره می کنیم:
نکته اول. عبادت به معنای پرستش توحیدی خداوند دو جهت دارد, نفی خودپرستی و غیر پرستی و اثبات خداپرستی. قبل از این بحث لازم است بدانیم از طرفی بزرگترین گناه انسان شرک است و مشکل اصلی انسان در این مسیر, خودپرستی و غیر پرستی است و از طرف دیگر ریشه تمام سعادت انسان در دنیا و آخرت ایمان و خداپرستی است. عبادت از هر نوع که باشد, مهمترین تاثیرش این است که انسان را از خودپرستی باز می دارد و خداپرست می کند.
نکته دوم. می دانیم که ایمان بن مایه نجات و سعادت انسان است و این حقیقت است که انسان را در مسیر پرستش هدایت می کند. نماز و روزه و اعمال دینی همان عمل صالحی است که وجود ایمان را در افراد اثبات می کند. بدون عبادت و عمل, ایمان صرفا یک ادعا است و در حد ادعا باقی می ماند و هیچگونه تاثیری در سعادت انسان ندارد.
نکته سوم. اینکه ایمان ابتدا سطحی و زبانی است و برای اینکه در شخصیت انسان مستقر و ثابت و تاثیر گذار باشد, باید به قلب انسان برسد و نفوذ نماید, عبادت و پرستش مانند نماز و روزه و دعا و کلا مناسک عبادی به خاطر تلقین و تکراری که در آنها هست, بهترین عامل رسوخ ایمان در قلب انسان است.
نکته چهارم. چون کمال و سعادت انسان از طریق پرستش منبع کمال و سعادت است, خدای متعال ما را برای پرستش خود و قرب به خود آفریده است, و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. پس عبادت و نماز و روزه هدف آفرینش انسان است.
اکنون می رسیم به پاسخ سوال و اینکه برای چه نماز بخوانیم و روزه بگیریم؟
برای اینکه اثبات کنیم به خدا و قیامت ایمان داریم. این موضوع ما را از دنیای کافران و مشرکان و اهل دنیا خارج و به سرای اهل ایمان ملحق می کند. از ولایت شیطان خارج و تحت ولایت خداوند قرارمان می دهد.
برای اینکه بتوانیم خودسازی کنیم, یعنی با قدم توحیدی از نفس و خواسته های خود عبور کنیم و از خودپرستی رها شویم و به خداپرستی برسیم و اخلاص در توحید و خداپرستی را تجربه کنیم.
برای اینکه از طریق تکرار و تلقین, ایمان خودمان را تقویت کنیم و به قلب برسانیم.
برای اینکه می دانیم خداوند ما را برای عبادت خود آفریده و این اعمال هدف مستقیم زندگی برای رسیدن به هدف نهایی, یعنی کمال و سعادت در دنیا و آخرت است.
حقیقت عبودیت و بندگی خدا از نظر قرآن کریم چگونه بدست می آید؟ خداوند متعال می فرماید: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[1] جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند. «وَ قَضی رَبٌّکَ اَنْ لا تَعْبُدُوا إِلاّ إیّاهُ».[2] حکم پروردگارت بر این قرار یافت که فقط او را عبادت کنید. «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ».[3] در هر امّتی رسولی برانگیختم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت دوری جویید. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در تفسیر آیه اوّل فرمود: آنان را خلق کرد تا امرشان کند که عبادتش کنند.[4] و همین طور در تفسیر آیه مزبور فرمود: «خَلَقَهُمْ لِلْعِبَادَةِ». [5] برای عبادت خلقشان کرد. و امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در خطبه ذی قار می فرماید: « ... فَإِنَّ اللهَ تَعالی بَعَثَ محمَّداً ـ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إلی عِبادَتِهِ، وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إلی عُهُودِهِ، وَ مِنْ طاعَةِ عِبَادِهِ إلی طاعَتِهِ، وَ مِنْ وِلایَةِ عِبادِهِ إلی ولایَتِهِ.»[6] همانا خدای تعالی محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بندگان به پرستش خود، و از بیعت بندگانش به بیعت خود، و از فرمانبری بندگانش به فرمانبری خود، و از ولایت و دوستی بندگانش به ولایت خود در آورد. |
برای خواندن نماز با مشکل روبه رو هستم ولی اسمش رو نمیشه گذاشت مشکل ، من برای خواندن نماز از خدا همیشه یه چیزی میخوام یعنی نماز می خونم که به خواسته هام برسم . خواستم راهنمایی کنید مرا تا چگونه این عیب را از خودم مبرا کنم . ادامه مطلب... |
چرا از نماز لذت نمی برم. راه رسیدن به لذت عبادات چیست؟
راه اصلی رسیدن به لذت عبادت، کسب صلاحیت در خود و جلب رضایت خداوند است. شما در حقیقت می خواهید از صحبت با خدای متعال لذت ببرید. در این صورت باید به خداوند نزدیک شوید. وقتی انسان در خودش با خودسازی صلاحیت ایجاد می کند و با انجام وظایف دینی و ترک گناه به خدای متعال نزدیک می شود، آنگاه خداوند هم به او نزدیک می شود و لذت ملاقات و سخن گویی با خودش را به بنده می چشاند.
چیزی که مانع لذت بردن ما از نماز و عبادت است، دوری از خدا است. گناه بزرگترین مانع است. حب دنیا و لذت بردن افراطی از دنیا مانع است. حواس پرتی در نماز و عبادت یکی از موانع است.
ما دو نوع لذت داریم. لذت های دنیوی و مادی، لذت های معنوی. این دو نوع لذت در مقابل هم قرار دارند. اگر کسی بخواهد از معنویت لذت ببرد، باید از دنیا دور و به خدا نزدیک شود، وقتی ما با گرایش افراطی به دنیا و لذت های آن از خدا دور می شویم، نتیجه طبیعی آن این است که دیگر از انس با خدا و قرب به او لذت نمی بریم.
مهم این است که بدانیم خود خدای تعالی است که باید به ما نزدیک شود و لذت خویش را به ما بچشاند. لذت خدا بدست آوردنی نیست. ما تنها می توانیم در خودمان صلاحیت ایجاد کنیم. ظرفیت ایجاد کنیم برای اینکه خدای متعال از ما راضی و خشنود شود و به ما نزدیک گردد و لذت خویش را به ما بچشاند.
اوج لذت بستگی به اوج عبادت و عشق انسان به خداوند دارد. عرفا و اولیای خدا چون در اوج بندگی و عبادت و ریاضت بودند، بیشترین لذت را از خدای متعال می بردند، آنچنان که حاضر نبودند حتی یک لحظه از این حالات خود را با تمام دنیا عوض کنند.
کسب صلاحیت در اثر تحصیل رضایت الهی و در پی آن عبادت عاشقانه خدای متعال انسان را به اوج لذت از عبادت و مناجات با خداوند می رساند.
روزی حضرت موسی بن عمران(ع) در راه به جوانی بی ادبی برخورد کرد. آن جوان در کمال وقاحت و بی شرمی گفت: «ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت کن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این که روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود: «ما پیغام آن جوان را که به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی که آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی. روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.
حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نکردم. خطاب شد: ای موسی! هر گاه من به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم، آن است که لذت عبادت خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت از عبادت من را ترک عبادت کند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اکنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
لوگوی دوستان
مدیر وبلاگ
پیوندهای مفید
فهرست موضوعی یادداشت ها
موضوعات ساختاری وبلاگ
مشترک شوید