بازدید امروز : 296
بازدید دیروز : 189
سلام چند وقتیه که ترس از مرگ همه وجودمو گرفته با فکر مرگ دلشوره میگیرم و نمیتونم هیچ کاری انجام بدم نه درس بخونم نه کارای دیگمو انجام بدم لطفا راهنماییم کنید؟ اگر شناخت وجهان بینی خود را نسبت به مسأله ی مرگ اصلاح کنید در این صورت هیچ هراسی از مرگ نخواهید داشت، زیرا با مرگ حیات جاوید و جدید وبی دغدغة انسان شروع می شود، برای اینکه شناخت تان در این باره بیشتر شود می توانید به کتابهایی که ویژگی های بهشت را برشمرده اند مراجعه نمایید، تا از جایگاه و موقعیت مومنان که انشاء الله خودتان نیز از آنان هستید، واقف شوید تا ببینید که مرگ چه چیز گرانبها، مطلوب و لذت بخشی را برای مومن به ارمغان می آورد. و مومن با مرگ به چه زندگی خوش و راحتی می رسد که قابل مقایسه با زندگی این دنیا نیست. |
به گفته ابو حامد غزالی «کسانی که مرگ را نابودی میپندارند» پندار چه کسانی است؟ یکی از واقعیت ها ی اساسی و غیر قابل انکار برای هر متفکری مرگ است، مرگ همراه با تولد انسان متولد می گردد و این دوقلوی بهم پیوسته یعنی زندگی و مرگ همواره در طی زندگی خاکی با انسان همراه است، لیکن انسان بعلت ملموس بودن زندگی آن را احساس می کند ولی بعلت عدم شناخت مرگ آن را به فراموشی می سپارد و بعضا تا دوران معینی از زندگی خود آن را باور ندارد. در طول اعصار و قرون متمادی این پدیده اساسی توجه بشر را به خود جلب کرده و بطوریکه انسان به موضع گیریهای متفاوتی در برابر آن پرداخته است. به طور کلی می توان دو دیدگاه متفاوت در باره مرگ تشخیص داد: الف- دیدگاه کسانی که مرگ را پایان زندگی می دانند و پس از زندگی در این جهان خاکی، زندگی دیگری را برای انسان قائل نیستند و یا بعلت غوطه ور شدن در هوسها و شهوات حد ارزشهای انسانی را زیر پا گذاشته اند (انسان دارای دو بعد حیوانی و انسانی می باشد که بعد حیوانی آن پس از رنسانس بشدت مورد توجه قرار گرفت ولی بعد انسانی او که شامل صفات و ملکات اوست به باد فراموشی سپرده شد و اصولا فلاکت و بدبختی امروز ناشی از همین طرز فکر اوست.) و دنیا را معبود و معشوق خود قرار داده اند. اینان مرگ را ناگوار و و وحشت ناک می دانند و همواره از آن فراری و نسبت بدان هراسناک اند. در نظر آنان مرگ عفریتی است که انسان ها را یکی پس از دیگری با بی رحمی می بلعد. برای اینان مرگ دارای چهره ای زشت و هراسناک است و مرگ را پایان همه چیز می دانند این دسته افراد و رجال و فلاسفه مربوط با این طرز فکر را مادیون می نامند که از دیرباز در جهان وجود داشته اند و امروزه نیز در عرصه موجود هستند، نمونه پیروان این طرز فکر، تفکرات و روش مادیون امروز جهان است. |
فلسفه مرگ اندیش کردن مردم از نگاه نهج البلاغه را می خواستم؟ |
چه زمان باید به یاد مرگ بود؟ آیا خوب است قبل از غذا خوردن باشد، سطحی باشد؟ اصلا چطور باید به یاد مرگ افتاد؟ مگر حدیث نداریم که مرگ مثل رفتن از یک خانه به خانه ی دیگر است؟ این که سختی ندارد؟ در سوال شما دو نکته اساسی به چشم می خورد که پایه سوال ،بر آن نهاده شده است. |
چگونه می توان به معنای حقیقی «بمیرید قبل از اینکه میرانده شوید» برسیم؟ ادامه مطلب... |
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
لوگوی دوستان
مدیر وبلاگ
پیوندهای مفید
فهرست موضوعی یادداشت ها
موضوعات ساختاری وبلاگ
مشترک شوید